السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

263

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

بسيار و بىنظيرى دارد كه از آن‌ها دانش برتر و فضيلت بسيار او شناخته مىشود . » هم‌چنين ، كردى از اساتيد شاه ولىّاللَّه دهلوى است كه متن گفته‌اش در كتاب « الإرشاد الى مهمّات الاسناد » چنين است : « فصل - سپاس خدا را كه سند من به هفت‌تن از اساتيد باجلال گرامى ، پيشوايان راهبر بزرگوار ، از مشاهير در حرمين محترم مىرسد كه همگان بر برترى آنان اجماع دارند : شيخ محمّدبن‌علاء بابلى ، و شيخ عيسى مغربى جعفرى ، و شيخ محمّدبن‌محمّدبن سليمان ردانى مغربى ، و شيخ ابراهيم‌بن‌حسن كردى مدنى ، و شيخ حسن‌بن‌على عجيمى مكّى ، و شيخ احمدبن‌محمّد نخلى مكّى ، و شيخ عبداللَّه‌بن‌سالم بصرى سپس مكّى و براى هر يك از آنان رساله‌اى است كه خود آن‌ها يا ديگران اسنادهاى گوناگون خود را درِ دانش‌هاى مختلف گردآورده‌اند . » و شايان ذكر است كه : دهلوى به گفته‌اى از كردى در كتابش « التحفة » در پاسخ به استدلال به كلام خداى متعال « انّما وليّكم اللَّه . . . » استفاده كرده است . پس استدلال او به كلام او در آن‌جا و اعراض او در اين‌جا از سخن او نسبت به حديث « مدينة العلم » شگفت‌انگيز است . 122 - اثبات كردى بصرى شيخ اسماعيل‌بن‌سليمان كردى بصرى ، حديث « مدينة العلم » را با اطمينان به آن ، اثبات كرده است . او در كتابش ، « جلاء النّظر في دفع شبهات ابن‌حجر » در جهت باطل‌كردن سخن ابن‌تيميّه‌ى ناصبى معاند كه به اميرالمؤمنين عليه السلام خطا نسبت مىدهد ، چنين مىنويسد : « بپرهيز از مغرورشدن به آثار و احوال ظاهرى از پوشيدن لباس‌هاى فقيرانه مانند پوشيدن خرقه‌ها و عصا به دست گرفتن و غيره ، چون اين‌ها براى كسى كه به آن‌ها متّصف شده ، سودمند نيست ، در حالى كه چيزى از معرفت خداوند ندارد ، بلكه كسى كه به آن‌ها متّصف است ، با خودبينى ، به اساتيد انتقاد مىكند . از آن‌جا كه او حقيقت امر را تنها نزد خود و نه ديگرى مىبيند و بسيارى از چنين مردمانى اين حالت در وادىهاى حيرت به هلاكت رسيدند ، چون دچار جهل مركّب شدند و نمىدانند و نمىدانند كه نمىدانند ، مانند ابن‌تيميّه ، ابن المقرىء ، و سعد تفتازانى ، و ابن‌حجر عسقلانى و ديگران ، و اعتراض آنان بر معاصران و مردگان پيش از خود ،